ترجمه "brasil" به فارسی
برزیل, برزیل, جمهوري فدرال برزيل بهترین ترجمه های "brasil" به فارسی هستند.
brasil
noun
masculine
دستور زبان
término geográfico (nivel del país)
-
برزیل
propertérmino geográfico (nivel del país)
Importamos café de Brasil.
او قهوه از برزیل وارد میکند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " brasil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Brasil
proper
masculine
دستور زبان
País de América del Sur cuya capital es Brasilia.
-
برزیل
properPaís de América del Sur cuya capital es Brasilia.
Importamos café de Brasil.
او قهوه از برزیل وارد میکند.
-
جمهوري فدرال برزيل
-
منطقه فدرال
تصاویر با "brasil"
عباراتی شبیه به "brasil" با ترجمه به فارسی
-
آمازوناس (برزیل)
-
آکره (برزیل)
-
استيلوسانتس گراسيليس · استیلوسانتس گوییانانسیس · يونجه برزيلي
-
اوژنيا ماكروفيلا · اوژنیا مالاسانسیس · سيب كوهي · سيب مالزيايي · سيزيژيوم مالاسانسيس
-
آروکاریا آنگوستیفولیا
-
آروکاریا آنگوستیفولیا
-
آتالئا فونیفرا · نخل پياساوا باهيا
-
گاردنیا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن