ترجمه "cabina" به فارسی
باجه, تاکسی, خانه تابستانی بهترین ترجمه های "cabina" به فارسی هستند.
cabina
noun
feminine
دستور زبان
-
باجه
nounSalió de la estación y entro a una cabina telefónica cercana.
از ایستگاه بیرون زد و رفت داخل باجه تلفنی در آن نزدیکی.
-
تاکسی
noun -
خانه تابستانی
noun
-
ترجمه های کمتر
- خوابگاه
- دکه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cabina " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cabina"
عباراتی شبیه به "cabina" با ترجمه به فارسی
-
Cabin pressurization
-
جرثقيل · جمعكنندههاي دسته علوفه · ماشینآلات جابجایی
-
اتاقکهای راننده تراکتور
-
اتاقک خلبان
-
کابین خلبان شیشهای
اضافه کردن مثال
اضافه کردن