ترجمه "cargar" به فارسی

بردن, بار کردن, بارگیری بهترین ترجمه های "cargar" به فارسی هستند.

cargar verb دستور زبان

Transportar hacia algún lugar. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بردن

    verb

    Eso es de cargar con el contrabajo todo el día.

    مال اين وَر اون وَر بردن ويولن گنده س.

  • بار کردن

    verb

    No se puede cargar el archivo con la configuración de la gestión de color

    تنظیمات را نمی‌توان از پروندۀ متن مدیریت رنگ بار کرد

  • بارگیری

    A este ritmo, va a tomar toda la noche que terminen de cargar.

    با این سرعت تمام شب طول می کشه که بارگیری رو تموم کنن.

  • ترجمه های کمتر

    • بارگیری کردن
    • بازداشتن
    • تحمیل کردن
    • تخم گذاردن
    • حمل کردن
    • حمله کردن
    • خواباندن
    • زین کردن
    • ضربت زدن
    • هل دادن
    • کشیدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cargar " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "cargar"

عباراتی شبیه به "cargar" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cargar" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه