ترجمه "chismoso" به فارسی
حرف, زاغی, فضول بهترین ترجمه های "chismoso" به فارسی هستند.
chismoso
adjective
noun
masculine
دستور زبان
persona que le gusta hablar mal de la otra persona [..]
-
حرف
nounCaroline, mira, soy un tipo soltero que vive en un pueblito de chismosos.
کارولاين, من يه مرد مجرم که توي شهر کوچکي زندگي ميکنه که مردمش حرف درميارن.
-
زاغی
noun -
فضول
noun -
وراج
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chismoso " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن