ترجمه "chispa" به فارسی
اخگر, جرقه, آییژ بهترین ترجمه های "chispa" به فارسی هستند.
chispa
noun
feminine
دستور زبان
Pequeña o apenas detectable cantidad.
-
اخگر
noun -
جرقه
nounUna chispa de electricidad estática de su pijama lo incendió.
جرقه يِ الکتريسيته يِ ساکن از پيژامه ش باعث شروعِش شد.
-
آییژ
-
ترجمه های کمتر
- بلک
- تابش
- تكه
- تلالو
- حاضر جوابی
- درخشش
- سیم بان
- قطره کوچک
- متخصص برق
- مکانیک برق
- چشمک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " chispa " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "chispa"
عباراتی شبیه به "chispa" با ترجمه به فارسی
-
اتاقک جرقه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن