ترجمه "cilindro" به فارسی
استوانه, سیلندر (موتور), لوله بهترین ترجمه های "cilindro" به فارسی هستند.
cilindro
noun
verb
masculine
دستور زبان
cuarto de botella de licor [..]
-
استوانه
superficie de las denominadas cuádricas
Pero les puedo decir que alguien está viniendo a buscar el cilindro.
اما مي تونم بهتون بگم يکي مياد دنبال استوانه
-
سیلندر (موتور)
-
لوله
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cilindro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cilindro"
عباراتی شبیه به "cilindro" با ترجمه به فارسی
-
کپسول اکسیژن
-
سیلندرها
-
تراشکاری
-
موتور ۶ سیلندر خطی
-
غلتکها
-
گردهای برنج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن