ترجمه "clara" به فارسی
تيز, سفیده, سفیده تخم مرغ بهترین ترجمه های "clara" به فارسی هستند.
clara
adjective
noun
feminine
دستور زبان
cerveza con gaseosa [..]
-
تيز
Realizado de forma enérgica y decidida.
-
سفیده
Clara de huevo, para que adhiera.
سفیده ی تخم مرغ ، برای چسبندگی
-
سفیده تخم مرغ
nounClaras revueltas y pan.
نمیروی سفیده تخم مرغ با نون تُست
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " clara " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Clara
proper
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Clara" در فرهنگ لغت اسپانیایی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Clara در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "clara" با ترجمه به فارسی
-
کبودمرغ کوهی
-
پرستوی بالرنگارنگ
-
آلبومن تخم مرغ · سفیده تخم مرغ · سفیده تخممرغ
-
آبجوها · آبجوهاي انگليسي · آبجوهاي سياه · لاژرها
-
اشکار · البته · تابناک · تنک · تيز · روشن · شفاف · فروزان · مصمم · ناپیدا · پراکنده · کم پشت · گشاده
-
گانز ان روزز
-
حرف پوچ · مشروبات · مهتاب · نور مهتاب
-
کلارا زتکین
اضافه کردن مثال
اضافه کردن