ترجمه "claro" به فارسی

شفاف, البته, اشکار بهترین ترجمه های "claro" به فارسی هستند.

claro adjective noun adverb masculine دستور زبان

vino clarete [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شفاف

    adjective

    Quiero ser muy claro aquí. No estoy proyectando datos del pasado hacia el futuro.

    قصد دارم اینجا خیلی شفاف باشم. من آینده رو براساس گذشته و اطلاعات بدست آمده برآورد نمی کنم.

  • البته

    adverb

    En la mesa hablamos de esto. Y claro, nunca lo resolvimos.

    می نشستیم و راجع به این حرف می زدیم-- البته هیچ وقت حلش نکردیم.

  • اشکار

    adjective

    La ciencia es clara: las adversidades de la infancia afectan drásticamente la salud toda la vida.

    شواهد علمی اشکار است: نا ملایمات اولیه بطور قابل ملاحظه ای بهداشت فردی را در طول زندگی متاثر می کند.

  • ترجمه های کمتر

    • تابناک
    • تنک
    • تيز
    • روشن
    • فروزان
    • مصمم
    • ناپیدا
    • پراکنده
    • کم پشت
    • گشاده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " claro " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "claro"

عباراتی شبیه به "claro" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "claro" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه