ترجمه "coca" به فارسی
کوکا, کوکائین, کیک بهترین ترجمه های "coca" به فارسی هستند.
coca
noun
feminine
دستور زبان
juguete de mano (boliche) compuesto de un palo terminado en punta y una pieza taladrada de madera con forma de barrilito sujeta con un cordón [..]
-
کوکا
Cualquier tipo puede ir hasta ella con una botella de Coca rota.
شايد يه ناشناس با يه بطري شکسته ي کوکا سراغش بره.
-
کوکائین
nounLa clave era llenar los aviones de Lehder con coca en lugar de hierba.
" برگ برنده پر کردن هواپیماهای " له در با کوکائین به جای ماری جوانا بود
-
کیک
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " coca " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "coca"
عباراتی شبیه به "coca" با ترجمه به فارسی
-
نارگیل رطوبتگیریشده
-
کاکائو · کوکا
-
کوکاکولا
-
کوکسی
-
آب نارگیل
-
شیر نارگیل
-
کایا
-
نارگیل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن