ترجمه "cobro" به فارسی
مجموعه, گرداوري بهترین ترجمه های "cobro" به فارسی هستند.
cobro
noun
verb
masculine
دستور زبان
Proceso de recuperación de una deuda de dinero. [..]
-
مجموعه
nounProceso de recuperación de una deuda de dinero.
Era supervisor regional de cobros para una compañía de cajas.
. ناظر مجموعه محلي يه شرکت کارتن سازي هستم
-
گرداوري
Recepción una suma de dinero debido.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cobro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cobro" با ترجمه به فارسی
-
مسگر
-
سولفات مس · مس(II) سولفات
-
اکسید مس(I)
-
پول · پیسه
-
دریافت کردن · نقدکردن · وصول کردن
-
ترکیبات آلی مس
-
تترامین مس(II) سولفات
-
کبرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن