ترجمه "Cobra" به فارسی
کبرا, افعيان, بوييده بهترین ترجمه های "Cobra" به فارسی هستند.
Cobra
-
کبرا
Lo siento, pero estoy fuera de Operación Cobra.
متأسفم بچه جون ، ولي من ديگه کاري به عمليات کبرا ندارم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " Cobra " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
cobra
noun
verb
feminine
دستور زبان
-
افعيان
-
بوييده
-
كبراها
-
ترجمه های کمتر
- كبراها (مار)
- كولوبريده
- مارها
- کبرا
تصاویر با "Cobra"
عباراتی شبیه به "Cobra" با ترجمه به فارسی
-
مسگر
-
سولفات مس · مس(II) سولفات
-
اکسید مس(I)
-
پول · پیسه
-
دریافت کردن · نقدکردن · وصول کردن
-
ترکیبات آلی مس
-
تترامین مس(II) سولفات
-
کلرید مس(I)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن