ترجمه "comestible" به فارسی
خوراکی ترجمه "comestible" به فارسی است.
comestible
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Que puede ser comido sin peligro, no tóxico para el hombre, adaptado para su consumo.
-
خوراکی
adjectiveQue puede ser comido sin peligro, no tóxico para el hombre, adaptado para su consumo.
Nunca fue pensado para ser considerado un comestible.
هرگز قرار نبود یک خوراکی در نظر گرفته بشه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " comestible " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "comestible"
عباراتی شبیه به "comestible" با ترجمه به فارسی
-
زيستلايه · لایهروکشهای خوراکی · مواد بستهبندي خوراكي · پوششهاي خوراكي
-
زيستلايه · لایهروکشهای خوراکی · مواد بستهبندي خوراكي · پوششهاي خوراكي
-
محصولات زراعی غذایی
-
زيستلايه · لایهروکشهای خوراکی · مواد بستهبندي خوراكي · پوششهاي خوراكي
-
زيستلايه · لایهروکشهای خوراکی · مواد بستهبندي خوراكي · پوششهاي خوراكي
-
غذاهای دریایی
-
کرتش
-
احشا · جگر به عنوان غذا · ريه به عنوان غذا · زبان به عنوان غذا · شكمبه به عنوان غذا · قلب به عنوان غذا · كليه به عنوان غذا · مغز به عنوان غذا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن