ترجمه "cometer" به فارسی

مرتکب شدن, بد انجامیدن, مقصر بودن بهترین ترجمه های "cometer" به فارسی هستند.

cometer verb دستور زبان

Realizar un acto, generalmente con una connotación negativa.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرتکب شدن

    verb

    Hay modos de llegar a conocer a la gente sin cometer delitos mayores.

    راههايي هم برا شناختن افراد بدون مرتکب شدن خلاف وجود داره

  • بد انجامیدن

  • مقصر بودن

    verb
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cometer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "cometer" با ترجمه به فارسی

  • بادبادک · دنبالهدار · ستاره دنباله دار · ستاره دنبالهدار
  • فهرست دنبالهدارهای دورهای
  • امرمهم · تکلیف · وظيفه · وظیفه · کار · کار مشکل
  • بادبادک · دنبالهدار · ستاره دنباله دار · ستاره دنبالهدار
  • بادبادک · دنبالهدار · ستاره دنباله دار · ستاره دنبالهدار
اضافه کردن

ترجمه های "cometer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه