ترجمه "contacto" به فارسی
ارتباط, تماس, رابط بهترین ترجمه های "contacto" به فارسی هستند.
contacto
noun
verb
masculine
دستور زبان
arranque del coche [..]
-
ارتباط
nounÉl dijo ante el tribunal, que estaba en contacto con grupos racistas.
او در دادگاه اعتراف کرد که با گروه های نژادپرست در ارتباط بوده است.
-
تماس
nounSi llama, dile que me pondré en contacto con él más tarde.
اگر او زنگ زد به او بگو که بعدا با او تماس می گیرم.
-
رابط
nounMis contactos militares me ayudaron a iniciar este negocio.
رابط های نظامیم بهم کمک کردن که این کارُ راه بندازم.
-
ترجمه های کمتر
- رابطه
- رابطه نامشروع
- لمس
- مخاطب
- واسطه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " contacto " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "contacto"
عباراتی شبیه به "contacto" با ترجمه به فارسی
-
مخاطب فهرست فعال
-
مورد مخاطب
-
گروه مخاطبین
-
عدسک
-
سمیت تماسی
-
مدیریت تماس
-
دفتر تماس Windows
-
تماس میل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن