ترجمه "cuatro" به فارسی
چهار, چَهار, čāhār بهترین ترجمه های "cuatro" به فارسی هستند.
cuatro
noun
numeral
masculine
دستور زبان
instrumento musical similar a la guitarra pero de 4 cuerdas [..]
-
چهار
nounCuando estés enfadado, cuenta hasta cuatro. Cuando estés muy enfadado, maldice.
وقتی عصبانی هستی تا چهار بشمار. وقتی خیلی عصبانی هستی فرار کن.
-
چَهار
-
čāhār
-
ترجمه های کمتر
- گروه چهارتایی
- ۴
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cuatro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cuatro" با ترجمه به فارسی
-
قضیه چهاررنگ
-
شبدر چهار برگ
-
سی و چهار
-
توتفرنگی کوهی · فراگاریا وسکا
-
خودرو چهار چرخ محرک
-
موتور چهار زمانه
-
سرعت چرخشی · مشخصات تجهيزات · نشانویژگیهای تجهیزات
-
سورگوم آلموم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن