ترجمه "cuba" به فارسی

خم, بشکه, خمبه بهترین ترجمه های "cuba" به فارسی هستند.

cuba noun feminine دستور زبان

el hijo (o hija) menor de la familia

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • خم

    noun
  • بشکه

    noun
  • خمبه

  • ترجمه های کمتر

    • خمره
    • فازئولوس مولتيفلوروس
    • فازئولوس کوکسینئوس
    • لوبیای زینتی
    • لوبیای قرمز
    • لوبیای گل
    • کوبا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " cuba " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Cuba proper feminine دستور زبان

País e isla más grande del Mar Caribe cuya capital es La Habana.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کوبا

    proper

    La tensión aumenta, a medida que el barco con los misiles se acerca a Cuba.

    همينطور که کشتي حامل موشک هاي شوروي به کوبا نزديکتر ميشه, تنش ها بيشتر ميشه.

  • جمهوري كوبا

  • کار

    noun
  • کوب

    País e isla más grande del Mar Caribe cuya capital es La Habana.

تصاویر با "cuba"

عباراتی شبیه به "cuba" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "cuba" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه