ترجمه "cuerda" به فارسی
طناب, رسن, رشته بهترین ترجمه های "cuerda" به فارسی هستند.
cuerda
adjective
noun
feminine
دستور زبان
grupo de gallos de pelea de un propietario [..]
-
طناب
nounherramienta empleada en ciertas actividades como la construcción, navegación, exploración, deportes y comunicaciones
Le dije que no soltara la cuerda, pero eso fue lo que hizo.
من به او گفتم آن طناب را ول نکند، ولی او این کار را کرد.
-
رسن
noun -
رشته
nounCada cuenta coloreada, cada cuerda coloreada, representa un dato meteorológico.
هر مهره رنگی، هر رشته رنگی، نماینگر یک عنصر آب و هوا است.
-
ترجمه های کمتر
- تار
- ريسمان
- ریسمان
- زه
- عصب
- لافند
- نغمه
- وتر
- وتر دایره
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cuerda " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cuerda"
عباراتی شبیه به "cuerda" با ترجمه به فارسی
-
ساز زهی · سازهای زهی
-
ريسمانهاي سيمي · ریسمانها · طناب
-
ارکستر زهی
-
ریسمانهای ماهیگیری
-
زه · چله
-
اپيگلوت · حنجره · سوتك · طنابهاي صوتي · پردههای صوتی
-
سازهای زخمهای
-
کوارتت زهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن