ترجمه "cuerdas" به فارسی
طناب, ریسمانها, ريسمانهاي سيمي بهترین ترجمه های "cuerdas" به فارسی هستند.
cuerdas
adjective
noun
feminine
دستور زبان
-
طناب
nounLe dije que no soltara la cuerda, pero eso fue lo que hizo.
من به او گفتم آن طناب را ول نکند، ولی او این کار را کرد.
-
ریسمانها
La versión imperante de la teoría de cuerdas predice un multiverso formado de 10 a la 500 universos.
نسخه پیشتاز نظریه ریسمانها جهانیچندگانه با ۱۰ به توان ۵۰۰ جهان موازی را پیشبینی میکند.
-
ريسمانهاي سيمي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cuerdas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "cuerdas" با ترجمه به فارسی
-
ساز زهی · سازهای زهی
-
ارکستر زهی
-
ریسمانهای ماهیگیری
-
تار · رسن · رشته · ريسمان · ریسمان · زه · طناب · عصب · لافند · نغمه · وتر · وتر دایره
-
زه · چله
-
اپيگلوت · حنجره · سوتك · طنابهاي صوتي · پردههای صوتی
-
سازهای زخمهای
-
کوارتت زهی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن