ترجمه "cura" به فارسی
کشیش, درمان, دارو بهترین ترجمه های "cura" به فارسی هستند.
cura
noun
verb
masculine
feminine
دستور زبان
El tratamiento de desórdenes o de enfermedades físicas, mentales o sociales. [..]
-
کشیش
noun¿No es eso lo que haces con esos curas?
کار شما کشیش ها مگه این نیست ؟
-
درمان
nounCuando digo esto, lo que la mayoría cree oír es que estamos trabajando en curar el cáncer.
حالا که این را میگویم، اکثر مردم میشنوند که ما داریم روی درمان سرطان کار میکنیم.
-
دارو
noun
-
ترجمه های کمتر
- روحانی
- شفا
- شفا بخش
- علاج
- علاج بخش
- مجتهد
- چاره
- گزیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " cura " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "cura"
عباراتی شبیه به "cura" با ترجمه به فارسی
-
عملآوري (خشكاندن)
-
عملآوري (فراورش)
-
عملآوري توتون
-
آبزدايي · برشتن · تراريختسازي · خشكاندن غله · خشكاندن مصنوعي · خشکاندن · خوشيدگي · عملآوري · فراورش · فراوری · فرايندهاي عملياتي · فروري · نمزدايي فراورده
-
سوكسامتونيوم · شلكنندههاي ماهیچه · شلکنندههای عضله · عوامل بيحركتساز · مشتقات كورار
-
بهبود دادن · خوب شدن · خوب کردن · درمان کردن · رفو کردن · شفا دادن · مرمت کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن