ترجمه "curado" به فارسی
آبزدايي, برشتن, تراريختسازي بهترین ترجمه های "curado" به فارسی هستند.
curado
adjective
verb
masculine
دستور زبان
-
آبزدايي
-
برشتن
verb -
تراريختسازي
-
ترجمه های کمتر
- خشكاندن غله
- خشكاندن مصنوعي
- خشکاندن
- خوشيدگي
- عملآوري
- فراورش
- فراوری
- فرايندهاي عملياتي
- فروري
- نمزدايي فراورده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " curado " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "curado" با ترجمه به فارسی
-
عملآوري (خشكاندن)
-
عملآوري (فراورش)
-
عملآوري توتون
-
دارو · درمان · روحانی · شفا · شفا بخش · علاج · علاج بخش · مجتهد · چاره · کشیش · گزیر
-
سوكسامتونيوم · شلكنندههاي ماهیچه · شلکنندههای عضله · عوامل بيحركتساز · مشتقات كورار
-
بهبود دادن · خوب شدن · خوب کردن · درمان کردن · رفو کردن · شفا دادن · مرمت کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن