ترجمه "deberes" به فارسی
تکلیف خانه, مدرسه مقدماتی, مشق بهترین ترجمه های "deberes" به فارسی هستند.
deberes
noun
masculine
دستور زبان
tareas escolares
-
تکلیف خانه
noun -
مدرسه مقدماتی
noun -
مشق
nounSólo estaba echando un vistazo a los deberes de Stefan.
داشتم مشق هاي استفن رو نگاه مي کردم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " deberes " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "deberes" با ترجمه به فارسی
-
رویه عادلانه
-
به خاطر
-
باید · بدهکار بودن · بدهکاربودن · تکلیف · خدمت · ماموریت · مدیون بودن · واجب · وظیفه
-
به خاطر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن