ترجمه "despedida" به فارسی
ایلچی, بدرود, تودیع بهترین ترجمه های "despedida" به فارسی هستند.
despedida
noun
adjective
verb
feminine
دستور زبان
frase típica con que se reconoce a un colombiano en el exterior [..]
-
ایلچی
noun -
بدرود
nounDígale que mi corazón no estaba para despedidas
بگو دلم چنان پر بود که طاقت بدرود نداشت
-
تودیع
noun
-
ترجمه های کمتر
- جای تقسیم
- فراق
- فرستاده
- فرق
- وداع
- چتایی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " despedida " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "despedida" با ترجمه به فارسی
-
تشعشع داشتن · درخشیدن
-
بدرود · تودیع · وداع
-
توديعی
-
اخراج · صرفنظر · فسخ · لغو · چتایی · چشم پوشی
-
امکان داشتن · زندان کردن · قدرت داشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن