ترجمه "despido" به فارسی

اخراج, صرفنظر, فسخ بهترین ترجمه های "despido" به فارسی هستند.

despido noun verb masculine دستور زبان

Acto por el cual el empleador rescinde el contrato de trabajo con un empleado.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخراج

    noun

    Acto por el cual el empleador rescinde el contrato de trabajo con un empleado.

    No, eso solo evita que me delate, pero no que me despida.

    نه ، اون فقط جلوش رو از لو دادنم ميگيره ، نه اخراج کردنم.

  • صرفنظر

    noun
  • فسخ

    noun

    Prepara las cartas de despido para los empleados de La Tribuna como está indicado.

    و همینطور که اشاره کردم نامه ی فسخ کارکنان تریبیون رو آماده کن

  • ترجمه های کمتر

    • لغو
    • چتایی
    • چشم پوشی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " despido " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "despido" با ترجمه به فارسی

  • تشعشع داشتن · درخشیدن
  • بدرود · تودیع · وداع
  • ایلچی · بدرود · تودیع · جای تقسیم · فراق · فرستاده · فرق · وداع · چتایی
  • توديعی
  • امکان داشتن · زندان کردن · قدرت داشتن
اضافه کردن

ترجمه های "despido" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه