ترجمه "despierto" به فارسی

بیدار ترجمه "despierto" به فارسی است.

despierto adjective verb masculine دستور زبان

Que no está durmiendo.

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • بیدار

    adjective

    El ruido del tráfico denso me mantuvo toda la noche despierto.

    سروصدای ترافیک سنگین تمام شب مرا بیدار نگاه داشت.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " despierto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "despierto" با ترجمه به فارسی

  • استنباط کردن · بلن کردن · بلند کردن · بيدار کننده · بيدارى · بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن · تیز کردن · رم دادن · زنده کردن · سرزنش کردن
  • بیداریها
  • استنباط کردن · بلن کردن · بلند کردن · بيدار کننده · بيدارى · بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن · تیز کردن · رم دادن · زنده کردن · سرزنش کردن
  • استنباط کردن · بلن کردن · بلند کردن · بيدار کننده · بيدارى · بیدار شدن · بیدار ماندن · بیدار کردن · تیز کردن · رم دادن · زنده کردن · سرزنش کردن
اضافه کردن

ترجمه های "despierto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه