ترجمه "detectar" به فارسی
اسکن, انتخاب کردن, جدا کردن بهترین ترجمه های "detectar" به فارسی هستند.
detectar
verb
دستور زبان
Ver algo, poco claro o distante, al mirar atentamente.
-
اسکن
-
انتخاب کردن
verb -
جدا کردن
verb -
کشف کردن
verbLa alteración térmica que detectó su satélite ahora tiene sentido.
اون جوانه گرمايي که ماهواره شما کشف کرده حالا معني بيشتري پيدا ميکنه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " detectar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن