ترجمه "detective" به فارسی
کارآگاه, بازجو, بازپرس بهترین ترجمه های "detective" به فارسی هستند.
detective
noun
masculine
w
دستور زبان
-
کارآگاه
nounFelice no es detective, solo hace ese papel en el escenario.
فلیس یک کارآگاه نیست، او تنها یک نقش روی صحنه دارد.
-
بازجو
noun -
بازپرس
noun¿Un detective? ¿O de la oficina del Fiscal?
پليس بين الملل بود يا بازپرس قضايي ؟
-
کارگاه
nounEl detective Murphy tendrá acceso a todas las investigaciones.
کارگاه " مورفی " میتونه سر خود به هر پرونده ای ورود پیدا کنه.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " detective " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "detective"
عباراتی شبیه به "detective" با ترجمه به فارسی
-
داستان کارآگاهی
-
بازجو · بازرس خصوصی · کارگاه
-
بازجو · کارگاه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن