ترجمه "discapacidad" به فارسی
معلول, از کارافتادگی, عجز بهترین ترجمه های "discapacidad" به فارسی هستند.
discapacidad
noun
feminine
دستور زبان
-
معلول
adjectivecondición bajo la cual ciertas personas presentan deficiencias físicas, mentales, intelectuales o sensoriales
Ahora todavía hay barreras frente a nosotros, las personas con discapacidad.
اما هنوز در برابر ما افراد معلول، موانعی وجود دارند.
-
از کارافتادگی
nounporque me suscribo al llamado modelo social de la discapacidad,
چون من درچیزی که مدل اجتماعی از کارافتادگی نام دارد مشترک هستم
-
عجز
noun
-
ترجمه های کمتر
- عدم قابلیت
- مانع
- ناتوانی
- نقص
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " discapacidad " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "discapacidad" با ترجمه به فارسی
-
دستگاه تلفن ناشنوایان
-
عقبماندگی ذهنی
-
کم بینایی
-
ناتوانی رشدی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن