ترجمه "discernir" به فارسی
انتخاب کردن, جاسوس بودن, جدا کردن بهترین ترجمه های "discernir" به فارسی هستند.
discernir
verb
دستور زبان
Ver algo, poco claro o distante, al mirar atentamente. [..]
-
انتخاب کردن
verb -
جاسوس بودن
verb -
جدا کردن
verbHemos oído hablar algo sobre las criadas, pero es difícil discernir entre los rumores y la verdad.
یه کمی دربارۀ ندیمه ها شنیده بودیم ، ولی سخته که شایعات رو از حقایق جدا کرد.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " discernir " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن