ترجمه "disco" به فارسی
دیسک, دیس, دیسک سخت بهترین ترجمه های "disco" به فارسی هستند.
disco
noun
verb
masculine
feminine
دستور زبان
Objeto plano y circular. [..]
-
دیسک
nounEhsan Hadadi, lanzador iraní de disco obtuvo una medalla de plata.
احسان حدادی پرتابگر دیسک ایران هم به یک مدال نقره رسید.
-
دیس
noun -
دیسک سخت
-
ترجمه های کمتر
- صفحه گرامافون
- قرص (ریاضی)
- لوح فشرده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " disco " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "disco"
عباراتی شبیه به "disco" با ترجمه به فارسی
-
تیغه · پارتیشن دیسک · پارتیشنبندی
-
دیسک تک جلسه ای
-
خیشهای دیسکی · گاوآهنهای دیسکی
-
لوح فشرده
-
دیسکگردان نوری
-
درایو · درایو دیسک · دیسکگردان · راندن
-
دیسک سخت
-
دیسکو پولو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن