ترجمه "ejemplo" به فارسی
مثال, نمونه, اسوه بهترین ترجمه های "ejemplo" به فارسی هستند.
ejemplo
noun
masculine
دستور زبان
Algo que es representativo de las características de un grupo. [..]
-
مثال
nounExisten muchas ciudades antiguas en Italia. Por ejemplo, Roma y Venecia.
شهرهای باستانی بسیاری در ایتالیا وجود دارد. بهعنوان مثال، رم و ونیز.
-
نمونه
nounHay muchos ejemplos como este del que hablamos.
بنابراین نمونه های بسیاری از این دست برای صحبت وجود دارند.
-
اسوه
-
ترجمه های کمتر
- اصل ماده
- الگو
- تصویر
- سرمشق
- شاهد
- شخص مرجع
- شکل اولیه
- لحظه
- مثل
- مختصر
- مورد
- نمونه اصلی
- وهله
- پیش گونه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ejemplo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ejemplo" با ترجمه به فارسی
-
بازیابی محتوامحور تصاویر
-
دستاویز
-
دستاویز
-
نشان دادن
-
براى مثال · براي مثال · برای مثال · مثلا · مثلاً
-
براى مثال · براي مثال · برای مثال · مثلا · مثلاً
اضافه کردن مثال
اضافه کردن