ترجمه "embarazado" به فارسی

حامله, آبستن, باردار بهترین ترجمه های "embarazado" به فارسی هستند.

embarazado adjective verb masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • حامله

    adjective

    Por cierto, por si te interesa, no estoy embarazada.

    در ضمن اگر علاقه اي به شنيدنش داري من حامله نيستم.

  • آبستن

    adjective

    Cuando María quedó embarazada de su tercer hijo, el médico le recomendó abortar.

    وقتی مریم بچهٔ سوّمش را آبستن بود دکتر به او توصیه کرد سِقط جنین کند.

  • باردار

    adjective

    Tengo dos hijos, y mi mujer y yo acabamos de saber que está embarazada del tercero.

    دو پسر دارم، و همسرم و من تازه فهمیدیم که او بچه سوم ما را باردار است.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " embarazado " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "embarazado" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "embarazado" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه