ترجمه "embarcadero" به فارسی
بندرگاه, اسکله, سواركشتي شدن بهترین ترجمه های "embarcadero" به فارسی هستند.
embarcadero
noun
masculine
دستور زبان
-
بندرگاه
noun -
اسکله
nounDespués de pasar la noche en la playa, encontramos un embarcadero y cocos.
سپس بعد از گذراندن شب در ساحل، یک اسکله و نارگیل پیدا کردیم.
-
سواركشتي شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " embarcadero " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "embarcadero"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن