ترجمه "embargo" به فارسی
تحریم, تحریمها, اکراه و اجبار بهترین ترجمه های "embargo" به فارسی هستند.
embargo
noun
masculine
دستور زبان
Prohibición de comerciar con otro país. [..]
-
تحریم
noun -
تحریمها
noun -
اکراه و اجبار
noun
-
ترجمه های کمتر
- توقیف اموال
- ممنوعیت
- گروکشی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " embargo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Embargo
-
توقیف اموال
عباراتی شبیه به "embargo" با ترجمه به فارسی
-
از طرف ديگر · اما · با اين حال · با این حال · با وجود اين · بااینوجود · باز هم · علي رغم · معهذا · هنوز
-
ضبط کردن
-
تامین خواسته
-
ضبط کردن
-
از طرف ديگر · اما · با اين حال · با این حال · با وجود اين · بااینوجود · باز هم · علي رغم · معهذا · هنوز
-
از طرف ديگر · اما · با اين حال · با این حال · با وجود اين · بااینوجود · باز هم · علي رغم · معهذا · هنوز
-
از طرف ديگر · اما · با اين حال · با این حال · با وجود اين · بااینوجود · باز هم · علي رغم · معهذا · هنوز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن