ترجمه "embrujo" به فارسی
افسون, جادو, سحر بهترین ترجمه های "embrujo" به فارسی هستند.
embrujo
verb
دستور زبان
-
افسون
nounUna infanteria de 4000 hombres, con la mente embrujada.
، و 4 هزار پياده نظام نيرومند. که ذهن هاشون افسون شده
-
جادو
nounO ella le embrujó.
يا اينکه اون شکارچي رو جادو کرده بود...
-
سحر
noun¿Esa es la que te embruja?
اين کسي ه که تورو سحر کرده ؟
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " embrujo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "embrujo" با ترجمه به فارسی
-
هیپنوتیزم شدن · هیپنوتیزم کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن