ترجمه "empleo" به فارسی

شغل, استفاده, اشتغال بهترین ترجمه های "empleo" به فارسی هستند.

empleo noun verb masculine دستور زبان

Acción con la que dos personas se obligan recíprocamente, de modo que la una da cierta cosa a la otra o hace cierta cosa para ella mediante el pago correspondiente o la satisfacción de otra obligación. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شغل

    noun

    Tal vez no podamos cambiar de empleo, pero quizás haya otras maneras de escapar de circunstancias comprometedoras.

    تغییر شغل همیشه میسر نیست، اما شاید راههای دیگری برای اجتناب از آن موقعیتها وجود داشته باشد.

  • استفاده

    noun

    El hecho de servirse de algo.

    Otras versiones bíblicas emplean soluciones como “amable”, “paciente” y “considerada”.

    در ترجمههای گوناگون از واژههایی همچون «اعتدال،» «باگذشت» و «مؤدب» استفاده شده است.

  • اشتغال

    Pero también va a crear nuevas formas flexibles de empleo.

    اما همچنین اشکال جدیدی از اشتغال جدید و منعطف را خلق خواهد کرد.

  • ترجمه های کمتر

    • استخدام
    • بکارگيرى
    • تابع
    • مصرف
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " empleo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "empleo" با ترجمه به فارسی

  • نگرش کارمند
  • میزان بیکاری
  • استخدام کردن · استعمال کردن · به كار گرفتن · بهره برداری کردن · بکار بردن · بکار گماشتن · درخواست دادن · مشغول کردن · نام نویسی کردن · کرایه کردن
  • منشی گری
  • کارگر راه آهن
  • كارمند
  • كارمند · مأمور · مستخدم · منشی · پرسنل · کادر · کارمند · کارمند دفتری
اضافه کردن

ترجمه های "empleo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه