ترجمه "encantamiento" به فارسی
افسون, جادو, خلسه بهترین ترجمه های "encantamiento" به فارسی هستند.
encantamiento
noun
masculine
دستور زبان
Una palabra o fórmula que se supone tener poderes mágicos. [..]
-
افسون
nounHay un arroyo en el bosque que lleva un encantamiento oscuro.
رودي در جنگل هست که افسون تاريکي داره
-
جادو
noun -
خلسه
noun
-
ترجمه های کمتر
- سحر
- نشئه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " encantamiento " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن