ترجمه "encanto" به فارسی

افسون, التماس, جادو بهترین ترجمه های "encanto" به فارسی هستند.

encanto noun verb masculine دستور زبان

se decia de un duende o gnomo que aparecía en los ríos y se convertía en oro al orinarlo [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • افسون

    noun

    Pero no puedo sucumbir a tus encantos nunca más.

    ديگر هرگز نبايد به دام افسون تو بيافتم

  • التماس

    noun
  • جادو

    noun

    Pueden ser encantados para entrar en el cerebro, alimentándose de él hasta devorar el alma de la persona.

    اونا با جادو وارد مغز فرد ميشن. انقدر ازش تغذيه ميکنن که طرف بميره.

  • ترجمه های کمتر

    • خوش منظری
    • سحر
    • طلسم
    • فریب
    • قوه تشخیص
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " encanto " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "encanto" با ترجمه به فارسی

  • دوست داشتن · سحر کردن · سرگرم کردن · سوراخ کردن · عاشق بودن · مجذوب کردن · هیپنوتیزم شدن · هیپنوتیزم کردن · کیف کردن
  • از ملاقات شما خوشبختم · از ملاقات شما خوشوقتم · خوشبخت · خوشوقتم
  • کوارک افسون
  • از آشنایی شما خوشوقتم · از ملاقات شما خوشبختم · از ملاقات شما خوشوقتم · حوشبخت · خوشبخت · خوشوقتم
  • از آشنایی شما خوشوقتم · از ملاقات شما خوشبختم · از ملاقات شما خوشوقتم · خوشبخت · خوشوقتم
اضافه کردن

ترجمه های "encanto" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه