ترجمه "esponjas" به فارسی
اسفنجها ترجمه "esponjas" به فارسی است.
esponjas
noun
feminine
دستور زبان
Filo del reino animal caracterizado por la presencia de sistemas de canales y compartimientos a través de los cuales el agua circula y se expulda; No tienen tejidos ni órganos.
-
اسفنجها
nounY en algunas partes del mundo, usan herramientas, como esponjas para cazar peces.
و در برخى جاهاى دنيا، آنها از ابزارى مثل اسفنجها براى صيد ماهى استفاده مىكنند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " esponjas " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "esponjas" با ترجمه به فارسی
-
اسفنجها
-
كدوي اسفنجي · لوفا اژیپتیکا · لوفا سيلندريكا · گل لیف مصری
-
اسفنجها
-
اسفنجها
-
اسفنج · زالو · صدای مزاحم · طفیلی · پارازیت
-
اسفنجها
-
صید اسفنج
-
صید اسفنج
اضافه کردن مثال
اضافه کردن