ترجمه "fallo" به فارسی

افزار, تصمیم, حکم بهترین ترجمه های "fallo" به فارسی هستند.

fallo noun verb masculine دستور زبان

Un fracaso golpear. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • افزار

    noun

    Y no hubo una falla mecánica en la esclusa.

    هيچ مشکلي در سخت افزار ايکاروس وجود نداشت

  • تصمیم

    noun
  • حکم

    noun

    Por fallar a mis deberes como oficial de esta corte, la muerte.

    حکم کوتاهي در انجام وظايف در دادگاه ، مرگ هستش

  • ترجمه های کمتر

    • قصور
    • ناموفق ماندن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " fallo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "fallo"

عباراتی شبیه به "fallo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "fallo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه