ترجمه "frontera" به فارسی

مرز, حد, سرحد بهترین ترجمه های "frontera" به فارسی هستند.

frontera noun feminine دستور زبان

Línea o ubicación divisoria entre dos áreas. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • مرز

    noun

    Juraron reclutar milicias locales si los israelíes cruzan la frontera.

    عهد بستن که اگه اسرائيل وارد مرز بشه ، نيروهاي شبه نظامي شونُ راه بندازن.

  • حد

    noun

    Necesitamos fronteras, así que ¿porqué no vuelves a tu casa y nos das privacidad?

    بايد بينمون يه حد و مرزي باشه ، پس ؛ چرا برنميگردي آپارتمان خودت ؟

  • سرحد

    noun

    Los avances en empalmes genéticos abrieron una frontera nueva.

    پيشرفت هاي ما در پيوند ژن ، سرحد کاملاً جديدي رو باز کرده.

  • ترجمه های کمتر

    • تحدید حدود
    • لبه
    • کنار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " frontera " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Frontera

Frontera (Coahuila)

+ اضافه کردن

"Frontera" در فرهنگ لغت اسپانیایی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Frontera در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "frontera"

عباراتی شبیه به "frontera" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "frontera" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه