ترجمه "frotar" به فارسی
sudan, مالیدن بهترین ترجمه های "frotar" به فارسی هستند.
frotar
verb
دستور زبان
Desplazar la mano o un objeto contra una superficie u otro objeto (manteniendo contacto constante y presión moderada).
-
sudan
-
مالیدن
verbLos primeros exploradores se frotaban cocaína en los ojos
کاوشگران نخستین، با مالیدن کوکائین به چشمان خود، درد آنرا تسکین می دادند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " frotar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "frotar"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن