ترجمه "girar" به فارسی
gardidan, دوران داشتن, چرخاندن بهترین ترجمه های "girar" به فارسی هستند.
girar
verb
دستور زبان
Posicionar moviendo un objeto alrededor de su eje. [..]
-
gardidan
-
دوران داشتن
verb -
چرخاندن
verbque usa una manivela para girar una rueda
از یک دسته برای چرخاندن یک چرخ استفاده میکند تا ...
-
ترجمه های کمتر
- چرخيدن
- کروی شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " girar " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "girar"
عباراتی شبیه به "girar" با ترجمه به فارسی
-
سرمایه جاری · سرمایه در گردش
-
ساعت خودکار
-
شعاع دوران
-
چرخش 90 درجه
-
اضمحلال · سقوط · چرخش · چرخشی · گردش
-
شکنج دوکیشکل
-
چرخش 180 درجه
-
چرخش 270 درجه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن