ترجمه "giro" به فارسی
اضمحلال, سقوط, چرخش بهترین ترجمه های "giro" به فارسی هستند.
giro
noun
verb
masculine
دستور زبان
paseo vuelta
-
اضمحلال
noun -
سقوط
noun -
چرخش
nounLa interacción entre estos dos imanes es lo que hace girar al motor.
ارتباط این دو آهنربا است که باعث چرخش موتور می شود.
-
ترجمه های کمتر
- چرخشی
- گردش
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " giro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "giro"
عباراتی شبیه به "giro" با ترجمه به فارسی
-
سرمایه جاری · سرمایه در گردش
-
gardidan · دوران داشتن · چرخاندن · چرخيدن · کروی شدن
-
ساعت خودکار
-
شعاع دوران
-
چرخش 90 درجه
-
شکنج مغز
-
شکنج دوکیشکل
-
چرخش 180 درجه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن