ترجمه "grava" به فارسی

شن, شن بهترین ترجمه های "grava" به فارسی هستند.

grava noun verb feminine دستور زبان

Mezcla de fragmentos de rocas y piedras que es más grueso que la arena. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شن

    noun

    Todo mi lado derecho fue abierto a tirones, lleno de grava.

    تمامی سمت راست بدنم پاره شده بود، و پر از شن های ریز بود.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grava " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Grava
+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شن

    noun

    خاکش

    Todo mi lado derecho fue abierto a tirones, lleno de grava.

    تمامی سمت راست بدنم پاره شده بود، و پر از شن های ریز بود.

تصاویر با "grava"

عباراتی شبیه به "grava" با ترجمه به فارسی

  • اکسان گراو دوتایی
  • بیماری گریوز
  • اکسان گراو · علامت صدای بم
  • خاكپوشهاي خاكي · خاكپوشهاي شني · خاكپوشهاي پلاستيكي · خاکپوشهای خشک
  • آرام · اشکار · انگشت نما · برملا · ترسناک · خطرناک · خیره کننده · دریده · رسوا · سخت · فاحش · نمایان · گراف
اضافه کردن

ترجمه های "grava" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه