ترجمه "grave" به فارسی
آرام, اشکار, انگشت نما بهترین ترجمه های "grave" به فارسی هستند.
grave
adjective
verb
masculine
دستور زبان
(Muy) serio. [..]
-
آرام
adjectiveSi usted se siente nervioso, disminuya la velocidad y hable con la voz en grado de elevación hacia el tono grave.
اگر احساس دلهره به تو دست داد، آرامتر و با صدای بَم صحبت کن.
-
اشکار
adjective -
انگشت نما
adjective
-
ترجمه های کمتر
- برملا
- ترسناک
- خطرناک
- خیره کننده
- دریده
- رسوا
- سخت
- فاحش
- نمایان
- گراف
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grave " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "grave" با ترجمه به فارسی
-
اکسان گراو دوتایی
-
بیماری گریوز
-
اکسان گراو · علامت صدای بم
-
خاكپوشهاي خاكي · خاكپوشهاي شني · خاكپوشهاي پلاستيكي · خاکپوشهای خشک
-
شن
-
شن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن