ترجمه "grifo" به فارسی

شیر, شیردال, شير آب بهترین ترجمه های "grifo" به فارسی هستند.

grifo noun masculine دستور زبان

endrogado [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • شیر

    noun

    Dispositivo agregado en la extremidad de una tubería para interrumpir y regular el flujo de un líquido o de un gas.

    Cada vez que abría el grifo, me sentía abrumado.

    هربار که شیر اب را باز میکردم، هیجان زده میشدم.

  • شیردال

    noun

    criatura mitológica

  • شير آب

    Dispositivo agregado en la extremidad de una tubería para interrumpir y regular el flujo de un líquido o de un gas.

    ¡ Al cliente sólo le llega para un grifo goteando!

    همه مشتري ها ميتونن يه شير آب چيکه اي بخرن

  • ترجمه های کمتر

    • شيردال
    • جایگاه سوخت
    • پمپ بنزین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " grifo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "grifo"

عباراتی شبیه به "grifo" با ترجمه به فارسی

  • اندازه · درجه
اضافه کردن

ترجمه های "grifo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه