ترجمه "grillo" به فارسی
جیرجیرک, آبدزدكها, سیرسیرکان بهترین ترجمه های "grillo" به فارسی هستند.
grillo
noun
verb
masculine
دستور زبان
revoltoso-mitotero
-
جیرجیرک
nounEste grillo se tragó las larvas de un gusano gordiano, o gusano de crin.
این جیرجیرک نوزاد یک کرم گوردینرا بعلیده، که معروف به کرم موی اسب است.
-
آبدزدكها
-
سیرسیرکان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " grillo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "grillo"
عباراتی شبیه به "grillo" با ترجمه به فارسی
-
بند · غل و زنجیر · قید · قید و بند
اضافه کردن مثال
اضافه کردن