ترجمه "hace" به فارسی

قبل, پیش بهترین ترجمه های "hace" به فارسی هستند.

hace verb adverb دستور زبان

En el pasado. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • قبل

    adjective

    El Banco Kyowa y el Banco Saitama surgieron del Banco Asahi hace diez años.

    10 سال قبل، بانک کیوئووا و بانک ساییتاما ادغام شدند و بانک آساهی را پدید آوردند.

  • پیش

    adverb

    Japón ahora es muy diferente de lo que era hace veinte años.

    ژاپن از آنچه که بیست سال پیش بود، بسیار تفاوت دارد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hace " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hace" با ترجمه به فارسی

  • در حقيقت · در حقیقت · در واقع
  • قرقره
  • اخیرا · به تازگی
  • به خطر انداختن · به مخاطره انداختن · در مخاطره انداختن · درخطر انداختن · درخطر بودن
  • تخم گذاردن · خواباندن
  • ادرار کردن · کار بیهوده کردن
  • ادرار کردن · کار بیهوده کردن
  • ادرار کردن · کار بیهوده کردن
اضافه کردن

ترجمه های "hace" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه