ترجمه "hacer" به فارسی
کردن, است, بودن بهترین ترجمه های "hacer" به فارسی هستند.
hacer
verb
دستور زبان
apropiarse de algo ajeno [..]
-
کردن
verbNo estoy acostumbrado a hacer discursos en público.
من عادت به سخنرانی کردن در حضور جمع ندارم.
-
است
verb nounEn Escocia puede hacer bastante calor en septiembre.
اسکاتلند در ماه سپتامبر ممکن است خیلی گرم باشد.
-
بودن
verbLos datos mostraron que perseguir la felicidad, puede hacer a la gente infeliz.
آمار و اطلاعات نشون میداد به دنبال خوشبختی بودن میتونه آدمها رو بدبخت کنه.
-
ترجمه های کمتر
- ساختن
- شدن
- كردن
- ایجاد کردن
- سبب شدن
- سرشتن
- شَو
- شُدَن
- کَردَن
- کُن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " hacer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "hacer"
عباراتی شبیه به "hacer" با ترجمه به فارسی
-
در حقيقت · در حقیقت · در واقع
-
قرقره
-
اخیرا · به تازگی
-
به خطر انداختن · به مخاطره انداختن · در مخاطره انداختن · درخطر انداختن · درخطر بودن
-
تخم گذاردن · خواباندن
-
ادرار کردن · کار بیهوده کردن
-
ادرار کردن · کار بیهوده کردن
-
ادرار کردن · کار بیهوده کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن