ترجمه "hallazgo" به فارسی

کشف, اکتشاف, يافتن بهترین ترجمه های "hallazgo" به فارسی هستند.

hallazgo noun masculine دستور زبان

En arqueología: objeto encontrado durante una búsqueda. [..]

+ اضافه کردن

اسپانیایی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشف

    noun

    Otro hallazgo interesante ha sido que existen diferencias regionales sobre cómo los empresarios enfrentan el fracaso.

    کشف جالب دیگرمان این بود که نحوهٔ کنار آمدن کارآفرینها با ورشکستگی در مناطق مختلف فرق دارد.

  • اکتشاف

    noun

    Lucy y su hijo fueron nuestro primer gran hallazgo.

    لوسي و فرزندش اولين اکتشاف مهم ما هستن.

  • يافتن

    En arqueología: objeto encontrado durante una búsqueda.

  • ترجمه های کمتر

    • يافته
    • چیز یافته
    • یافته
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " hallazgo " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "hallazgo" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "hallazgo" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه